استاندارد اتصال

یکپارچه‌سازی ایجنت‌های پیمانکاران مختلف

سازمانی که سه ایجنت از سه پیمانکار دارد، سه در ورودی و سه مدل امنیتی دارد. سؤال درست این نیست که کدامشان را نگه داریم — این است که چطور هر سه را بدون بازنویسی زیر یک سقف بیاوریم.

ایجنت موجود پیمانکار دور ریخته نمی‌شود: اگر پیمانکار یک فایل معرفی و یک آدرس HTTP بدهد، همان ایجنت بدون تغییر زبان یا فریم‌ورک زیر پلتفرم می‌آید.

فقط لبه استاندارد می‌شود

این اصل اول محصول است و همه‌ی بقیه از آن بیرون می‌آید: به سازنده تحمیل نمی‌کنیم با چه زبان، چه کتابخانه یا چه معماری‌ای ایجنتش را بنویسد. چیزی که استاندارد می‌شود فقط لبه است — یعنی فایل معرفی و قرارداد HTTP. پایتون، سی‌شارپ، پی‌اچ‌پی، Go، Node.js یا حتی یک گردش‌کار n8n؛ از این طرفِ مرز فرقی نمی‌کند.

ایجنت‌های ساخت خود آرتین هیچ امتیازی ندارند: همان فایل معرفی، همان قرارداد، همان اعتبارسنجی. دلیلش اخلاقی نیست، فنی است — اگر برای ایجنت خودمان مسیر میان‌بری بسازیم، ناشر بیرونی به همان دیواری می‌خورد که ما دورش زده‌ایم و خبردار نمی‌شویم.

فایل معرفی — تنها چیزی که تحمیل می‌شود

پیمانکار برای هر کاری که ایجنتش بلد است، یک توصیف کوتاه می‌دهد به‌علاوه‌ی چهار فیلد. این چهار فیلد اجباری‌اند و در زمان پذیرش بررسی می‌شوند، چون هر کدام یک تصمیم پلتفرمی را ممکن می‌کنند.

فیلدچه می‌گویدپلتفرم با آن چه می‌کند
عبارت‌های نمونهکاربر معمولاً این کار را چطور می‌خواهدنمایه‌سازی برای پیدا کردن گزینه‌ی درست
سطح اثرخواندنی، نوشتنی یا برگشت‌ناپذیرتعیین اینکه تأیید انسانی لازم است یا نه
سطح محرمانگیچه حساسیتی از داده را لمس می‌کندتعیین اینکه کدام مدل مجاز است این داده را ببیند
نوع اجراهمزمان یا طولانیانتخاب مسیر اجرا و شکل اطلاع‌رسانی به کاربر

نوشتن عبارت‌های نمونه کم‌هزینه‌ترین کاری است که ناشر برای کیفیت مسیریابی انجام می‌دهد و بیشترین اثر را دارد. یک ایجنت خوب با عبارت‌های نمونه‌ی ضعیف، پیدا نمی‌شود.

قرارداد HTTP در سه قاعده

بعد از فایل معرفی، تنها چیزی که باقی می‌ماند یک آدرس است که پلتفرم آن را صدا می‌زند. سه قاعده روی این تماس ثابت‌اند و مذاکره‌پذیر نیستند.

هویت از توکن خوانده می‌شود، نه از بدنه‌ی درخواست
ناشر هرگز شناسه‌ی کاربر را خودش نمی‌سازد. توکنی که همراه درخواست می‌آید تنها مرجع هویت است.
هر پاسخ یک متن قابل نمایش دارد
خطای فنی خام هرگز به کاربر نشان داده نمی‌شود. ناشر متن فارسی قابل خواندن برمی‌گرداند.
کار طولانی مسیر جدا دارد
تماس همزمان سقف زمانی دارد. کاری که بیشتر طول می‌کشد به صف می‌رود و نتیجه‌اش بعداً در همان گفتگو برمی‌گردد.

پذیرش خودکار — چه چیزی جلوی ایجنت بد را می‌گیرد

ایجنت با تصمیم یک نفر وارد کاتالوگ نمی‌شود. فایل معرفی از یک اعتبارسنجی خودکار عبور می‌کند و تا وقتی همه‌ی موارد سبز نشوند، منتشر نمی‌شود.

  • ساختار فایل معرفی معتبر است و هر چهار فیلد اجباری پر شده‌اند.
  • آدرس سلامت ایجنت واقعاً پاسخ می‌دهد.
  • فایل آزمون وجود دارد، حداقل ده مورد، و شامل موارد منفی است.
  • نتیجه‌ی آزمون بالای آستانه‌ی توافق‌شده‌ی آن حوزه است.
  • سطح محرمانگی اعلامی با پروفایل مدل همان استقرار سازگار است.
  • عبارت‌های نمونه با ایجنت‌های موجود تداخل شدید ندارند.

مورد آخر چیزی است که مارکت‌پلیس‌های ایجنت معمولاً دیر کشفش می‌کنند: دو ایجنت که هر دو ادعای «رزرو» دارند، مسیریابی را خراب می‌کنند بدون اینکه هیچ‌کدام به‌تنهایی معیوب باشند.

پرسش‌های متداول

پیمانکار ما باید کدش را بازنویسی کند؟

خیر؛ چیزی که لازم است یک فایل معرفی و یک آدرس HTTP است، نه تغییر زبان یا معماری.

کاری که معمولاً واقعاً لازم می‌شود این است که ایجنت موجود، ورودی‌اش را به شکل ساختاریافته بپذیرد و هویت را از توکن بخواند به‌جای اینکه از پارامتر بگیرد. این دو تغییر کوچک‌اند ولی صفر نیستند و باید در برآورد دیده شوند.

ایجنتی که با n8n یا ابزار مشابه ساخته شده هم می‌آید؟

بله؛ هر چیزی که یک آدرس HTTP قابل فراخوانی داشته باشد می‌تواند ایجنت باشد.

ابزارهای اتوماسیون رقیب پلتفرم نیستند. برای فرایند مشخص و تکراری ابزار خوبی‌اند و گردش‌کاری که با آن‌ها ساخته شده می‌تواند به‌عنوان یک ایجنت منتشر شود. چیزی که آن ابزارها نمی‌دهند، لایه‌ی مشترک هویت، سیاست داده و ممیزی روی ده‌ها ایجنت از سازنده‌های مختلف است.

اگر پیمانکار همکاری نکند چه؟

ایجنتی که فایل معرفی ندارد وارد پلتفرم نمی‌شود، ولی می‌تواند مثل هر سامانه‌ی دیگری در سازمان به کارش ادامه دهد.

در عمل، این معمولاً اهرم مذاکره‌ی سازمان است نه بن‌بست: فایل معرفی کار چند ساعته است و پیمانکاری که آن را ندهد، از فهرست ایجنت‌های در دسترس کارکنان بیرون می‌ماند. تصمیمش با سازمان است، نه با ما.

ایجنت‌های موجودتان را بشماریم

بگویید همین حالا چند ایجنت یا اتوماسیون در سازمان دارید و هر کدام از کجا آمده‌اند. همین فهرست معمولاً نشان می‌دهد نقطه‌ی شروع کجاست.

شروع گفتگو