مسیریابی

ارکستراسیون ایجنت و سیستم چند‌ایجنتی

وقتی سازمان یک ایجنت دارد، مسیریابی مسئله نیست. از ایجنت سوم به بعد، مهم‌ترین سؤال این می‌شود که «کدام ایجنت باید این کار را بگیرد» — و پاسخ اشتباه به این سؤال، کل تجربه را خراب می‌کند حتی اگر تک‌تک ایجنت‌ها بی‌عیب باشند.

ارکستراسیون ایجنت یعنی تصمیم‌گیری درباره‌ی اینکه کدام ایجنت درخواست کاربر را بگیرد، با چه ورودی‌هایی و با چه هویتی اجرا شود — لایه‌ای بالای خود ایجنت‌ها.

چرا «همه‌ی ابزارها را به مدل بده» شکست می‌خورد

ساده‌ترین راه‌حل ممکن این است که فهرست همه‌ی کارهای سازمان را به یک مدل زبانی بدهیم و بگوییم خودش انتخاب کند. این با ده کار جواب می‌دهد و با صد کار نه: دقت انتخاب با تعداد گزینه‌ها به‌شدت افت می‌کند، هزینه‌ی هر پیام بالا می‌رود چون کل فهرست باید هر بار به مدل داده شود، و انتخاب درست به یک مدل بزرگ گره می‌خورد که در استقرار داخلی معمولاً در دسترس نیست.

راه‌حل، کاهش گزینه‌ها است نه بزرگ‌تر کردن مدل. این تصمیم است که اجازه می‌دهد کل مسیریابی روی یک کارت گرافیک میان‌رده و داخل سازمان اجرا شود.

مسیریابی دومرحله‌ای: اول بازیابی، بعد مدل

به‌جای اینکه مدل از میان هزار گزینه انتخاب کند، اول یک مرحله‌ی بازیابی فهرست را به چند کاندید مرتبط کاهش می‌دهد و بعد مدل بین همان چند تا انتخاب می‌کند.

۱ — بازیابی
روی توصیف و عبارت‌های نمونه‌ی همه‌ی قابلیت‌ها جستجو می‌شود و چند کاندید بیرون می‌آید. این مرحله مدل زبانی لازم ندارد.
۲ — فیلتر مجوز
قابلیتی که این کاربر مجوزش را ندارد اصلاً وارد فهرست کاندیدها نمی‌شود — نه پیشنهاد می‌شود، نه در گفتگو دیده می‌شود.
۳ — انتخاب
مدل بین چند کاندید باقی‌مانده یکی را انتخاب می‌کند. این یک انتخاب چندگزینه‌ای است، نه یک جستجوی باز.
۴ — استخراج ورودی
ورودی‌های لازم از حرف کاربر بیرون کشیده می‌شوند، مطابق ساختاری که همان قابلیت اعلام کرده.
۵ — تأیید و اجرا
اگر کار اثر نوشتنی دارد، اول خلاصه‌اش به کاربر نشان داده می‌شود و بعد اجرا می‌شود.
نتیجه‌ی این طراحی
تعداد فراخوانی مدل برای مسیریابییک
نیاز به مدل بزرگندارد — انتخاب چندگزینه‌ای است
مقیاس‌پذیری تا هزاران قابلیتخطی و ارزان
متن خام کاربرمی‌تواند کاملاً داخل سازمان بماند

وقتی سیستم مطمئن نیست

اگر فاصله‌ی امتیاز دو کاندید اول کم باشد، سیستم حدس نمی‌زند — از کاربر می‌پرسد منظورش کدام بوده. این مسیر پیش‌فرض است، نه حالت خطا: هر انتخاب کاربر به‌عنوان داده‌ی بهبود ثبت می‌شود و دفعه‌ی بعد همان سؤال لازم نیست.

با مدل ضعیف‌تر، آستانه بالاتر گذاشته می‌شود. نتیجه این است که سیستم پرسش‌گرتر می‌شود، نه اینکه غلط عمل کند. این معامله‌ی آگاهانه‌ای است.

مهم‌ترین خرابی: ادعای کاری که بلد نیست

در سیستم‌های چند‌ایجنتی، بیشترین خرابی از اجرای غلط نمی‌آید — از این می‌آید که ایجنتی کاری را می‌پذیرد که در حوزه‌اش نیست. برای همین در فایل آزمون هر ایجنت، موارد منفی اجباری‌اند: درخواست‌هایی که ایجنت باید صریح آن‌ها را رد کند.

آستانه‌ی مثبت و منفی هم جدا تنظیم می‌شوند و عمداً متفاوت‌اند. اشتباه در انتخاب ابزار تا حدی قابل تحمل است؛ ادعای کاری که بلد نیست، نه.

درباره‌ی «ایجنت سرپرست»

اصطلاح‌هایی مثل Father Agent یا Supervisor Agent در بازار زیاد شنیده می‌شود. در معماری‌ای که اینجا توصیف شد، آن نقش یک ایجنت دیگر نیست بلکه خود پلتفرم است: مسیریابی، اعمال مجوز، سیاست مدل و ممیزی همگی بیرون از ایجنت‌ها انجام می‌شوند.

دلیل این انتخاب امنیتی است. اگر سرپرست خودش یک ایجنت باشد، برای انجام کارش به دسترسی فراگیر نیاز دارد — و همان چیزی می‌شود که از اول می‌خواستیم از آن فرار کنیم: یک حساب همه‌کاره در مرکز سیستم.

پرسش‌های متداول

سیستم چند‌ایجنتی چیست؟

سیستمی که در آن چند ایجنت مستقل، هر کدام با حوزه‌ی کاری خودش، زیر یک لایه‌ی هماهنگ‌کننده کار می‌کنند.

در ادبیات فنی گاهی منظور از این عبارت چند ایجنتی است که با هم گفتگو می‌کنند و کار را بین خودشان تقسیم می‌کنند. در استقرار سازمانی، الگوی متداول‌تر و قابل‌کنترل‌تر این است که ایجنت‌ها با هم حرف نزنند و هماهنگی از بالا انجام شود — چون گفتگوی آزاد بین ایجنت‌ها، ممیزی و مهار خطا را بسیار سخت می‌کند.

چند ایجنت می‌توانند به هم وصل شوند؟

محدودیت عددی مسئله نیست؛ چیزی که مقیاس را تعیین می‌کند کیفیت توصیف قابلیت‌هاست نه تعدادشان.

چون انتخاب در دو مرحله انجام می‌شود، اضافه شدن ایجنت جدید بار مدل را زیاد نمی‌کند. چیزی که با تعداد بدتر می‌شود، احتمال تداخل است: دو ایجنت که ادعای کار مشابه دارند. برای همین در زمان پذیرش، تداخل معنایی بررسی می‌شود.

اگر مسیریابی ایجنت اشتباهی را انتخاب کند چه؟

برای کار خواندنی نتیجه‌ی نامرتبط برمی‌گردد و کاربر دوباره می‌پرسد؛ برای کار نوشتنی، مرحله‌ی تأیید جلوی اثر اشتباه را می‌گیرد.

این دقیقاً دلیل وجود تأیید انسانی است. با مدل ضعیف یا مسیریابی نامطمئن، تأیید تنها چیزی است که بین یک انتخاب اشتباه و یک عمل اشتباه می‌ایستد — و در پروفایل‌هایی که مدل مسیریاب کوچک است، قابل غیرفعال کردن نیست.

چند ایجنت دارید؟

اگر بیش از دو ایجنت یا اتوماسیون در سازمان دارید، احتمالاً همین حالا مسئله‌ی مسیریابی را دارید — حتی اگر اسمش را چیز دیگری گذاشته باشید.

گفتگو درباره‌ی سازمان شما